معنی واژه لمر
4 بازدید
[ لَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری، واقع در ۵۴هزارگزی شمال خاوری کیاسر. کوهستانی، جنگلی، معتدل، مرطوب و مالاریائی و دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، ارزن، لبنیات و عسل. شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ لُ مِ ] (اِخ) نیکلا اِلوا. فیلسوف فرانسوی (۱۷۶۷-۱۸۳۲ م.).[ لُ مِ ] (اِخ) فیلیپ ژزف هانری. مجسمه ساز و حجار فرانسوی، مولد والانسین (۱۷۹۸-۱۸۸۰ م.).[ لُ مِ ] (اِخ) مادام مادلین. نقاش فرانسوی، مولد آرک (وار) (۱۸۴۵-۱۹۲۸ م.).