معنی واژه لماظ
4 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) چیزی اندک. یقال: ما له لماظٌ؛ ای شی ء یذوقه و شربه لماظاً؛ ای اندک اندک به نوک زبان چشید آنرا. (منتهی الارب). یقال: ماذاق لماجاً و لا لماظاً و لا لماقاً و لا لماکاً؛ ای طعاماً. (مهذب الاسماء). لماج. لماق. لماک.