معنی واژه لقطة
4 بازدید
[ لُ طَ / لُ قَ طَ ] (ع اِ) آنچه برداشته و برچیده شود از خوشه و جز آن. (منتهی الارب). چیز پیداشده. || (اصطلاح فقه) و فی الحدیث سئل رجل النبی (ص) عن اللقطة فقال: احفظ عقاصها و وکاءها ثم عرّفها سنة فان جاء صاحبها والا فشانک بها. (منتهی الارب). چیز افتاده که برداشته شود از زمین و برچیده شده باشد. (غیاث). جرجانی گوید: لقطة، هو مال یوجد علی الارض و لایعرف له مالک و هی علی وزن الضحکة مبالغة فی الفاعل و هو لکونها مالاً مرغوباً فیه جعلت آخذاً مجازاً لکونها سبباً لاخذ من رآها. (تعریفات). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لقطة، به ضم لام و فتح قاف سماعاً مبالغه دربارهٔ فاعل و به سکون قاف قیاساً مبالغه دربارهٔ مفعول، چنانکه در طلبه هم همین حکم جاری است. ازهری گوید: به سکون قاف نشنیده ام جز برای لفظ «لبث»، چنانکه در المغرب گفته. و اینکه مختار فتح قاف است برای آن است که معنی «الداعی الی التقاط» از آن مفهوم شود. برخی گفته اند که این لفظ اسم ملتقط باشد و اگر به سکون قاف خوانند، اسم ملقوط است و فتح اصح بود. کما فی الاختیار و در قاموس گفته: انها بالضم و الفتح و السکون او بفتحتین اسم مفعول من الالتقاط و کان الباء للنقل. پس لقطة در لغت گیرنده یا گرفته شده و شرعاً مالی است بدون حافظ و مجهول المالک، خواه از سنگ خواه از کالا و خواه از حیوان باشد. کذا فی جامع الرموز. || بچهٔ به راه افکنده که برگیرند آنرا.