معنی واژه لقبتاشی
3 بازدید
[ لَ قَ ] (حامص مرکب) هم لقبی : به نور رخ جهان آرای از آن شد مهر بر گردون که با سلطان شرق او راست از انجم لقب تاشی. (از دیباچهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی ترجمهٔ ابوبکربن علی بن عثمان الکاشانی). می دار از این سخن نهان هر کلمه کارزد به بها هزار جان هر کلمه شاید که ز عشق این سخن فخر کند عیسی به لقب تاشی آن هر کلمه. (مقدمهٔ لباب الالباب ج ۱ صص ۱۰-۱۱).