معنی واژه لفمجان
4 بازدید
[ لَ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع در قسمت باختری لاهیجان و شمال سیاهکل و از ۲۷ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۲۱هزار نفر و قرای مهم آن: لفمجان، چهارده، پاشاکی، سرشکه، گل رودبار، شاده و گوگه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ لَ مَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان لفمجان از بخش مرکزی شهرستان لاهیجان، واقع در ۱۲هزارگزی باختر لاهیجان. جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی و دارای ۱۹۷۲ تن سکنه. آب آن از کیاجو منشعب از سفیدرود. محصول آن برنج، ابریشم، مختصر چای و صیفی. شغل اهالی زراعت است و زیارتگاهی به نام سیدحسن و در حدود ۳۰ باب دکان دارد و روزهای شنبه و سه شنبه آنجا بازار عمومی باشد. راه آن مالرو است و در فصل خشکی از طریق بازکیاگوراب و کلشتاجان اتومبیل توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).