معنی واژه لفف
4 بازدید
[ لَ فَ ] (ع اِمص) پیچیدگی رگ در بازوی کارکننده، چنانکه از کار معطل سازد. || گرانی زبان چندانکه در سخن بازماند. (منتهی الارب). اَلَفّ، نعت است از آن. || من العیوب الخلقیة فی الفرس و هو استدارة فیه (فی العنق) مع قصر. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۵). || اختلاط انواع مردم: و کان بنومزنی لففاً من لفائف العرب. (دزی).