معنی واژه لغی
3 بازدید
[ لُ غا ] (ع اِ) جِ لغت. (منتهی الارب).[ لَ غَنْ ] (ع ص، اِ) لغو. سخن بیهوده. هیچکاره از هر چیزی. لغو. || خطا. لغو. || آنچه در حساب و شمار نیاید از شتربچه و گوسپند ریزه که در دیت داده شود به سبب حقارت و خردی وی. (منتهی الارب). لغو.[ لَ غَنْ ] (ع مص) بیهوده گفتن. (منتهی الارب) (دهار). لغو. لاغیة. ملغاة.