معنی واژه لغوب
5 بازدید
[ لُ / لَ ] (ع مص) سخت مانده گردیدن. لغب. (منتهی الارب). مانده شدن. (ترجمان القرآن جرجانی) (تاج المصادر) (زوزنی). ماندگی. مانده و رنجه شدن. رنجوری. (غیاث). اِعْیاء. تعب : این چنین فکر دقیق و رای خوب تو چنین عریان پیاده در لغوب. مولوی.[ لَ ] (ع ص) مرد سست و گول. (منتهی الارب).