معنی واژه لغن
4 بازدید
[ لَ ] (ع اِمص) خرسندی. || نشاط و جوانی. (منتهی الارب).[ لُ ] (ع اِ) کرکرانک نزدیک گوش. || گوشت کرانهٔ گوش و گردن. لغد. لغدود. لغنون. || دروغ. یقال: جئت بلغن غیرک؛ اذا انکرت ما تکلم به من اللغة. (منتهی الارب).[ لَ ] (اِ) به معنی نان باشد. (از نسخه ای از لغت نامهٔ اسدی).