معنی واژه لغط
4 بازدید
[ لَ غَ / لَ ] (ع مص) بانگ و فریاد کردن. (منتهی الارب). بانگ و خروش کردن. شغب کردن. (تاج المصادر). لغطوا بالشکایة. (دزی). || بانگ کردن کبوتر و سنگخوار. لغیط. (منتهی الارب).[ لَ غَ / لَ ] (ع اِ) بانگ و خروش. (منتهی الارب): سلطان از کثرت لغط و سورت شطط ایشان تغافل نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۲۲). || آوازهای مبهم که فهمیده نشود. ج، اَلغاط. (منتهی الارب).[ لَ ] (ع اِ) صحن پیش در خانه. (منتهی الارب).