معنی واژه لغزش
4 بازدید
[ لَ زِ ] (اِمص) اسم مصدر از لغزیدن. عمل لغزیدن. تغییر محل جسمی بر روی جسم دیگر به نحوی که نغلطد و نچرخد. مزلت. زلل. زلت. عَثرت. هفوة. خطا. زلق. زلیلی. سقطة. توفه. شکوخه: زَلة و زُلة؛ لغزش پای در گل و لغزش در سخن. سِقاط؛ لغزش در قول و در فعل. (منتهی الارب).