معنی واژه لعنتی
15 بازدید
[ لَ نَ ] (ص نسبی) درخور نفرین. سزاوار لعنت. در تداول فارسی زبانان، ملعون : گفت: بگوی مر خدای آسمان را تا سپاه خویش را بیاورد که من سپاه خویش آوردم خاک به دهان آن لعنتی (یعنی نمرود). (ترجمهٔ طبری بلعمی). شمر لعنتی؛ ملعون.