معنی واژه لعلقبا
3 بازدید
[ لَ قَ ] (ص مرکب) دارای قبای لعل رنگ. دارای قبای سرخ : ترا میان سران کی رسد کله داری ز خون حلق تو خاکی نگشته لعل قبا. خاقانی. چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم تا ز خون جگرش لعل قبا آرایم.خاقانی. بس کز آتش سری و بادکلاهی فلک بر سر خاک ز خون لعل قبائید همه. خاقانی. سرخ سواری به ادب پیش او لعل قبایی ظفراندیش او.نظامی. صاحب برهان و هم آنندراج آرند: لعل قبا معروف است که به او جامهٔ قرمزی باشد و کنایه از خون هم هست که به عربی دم گویند و کنایه از جگر باشد و شراب انگوری لعلی را نیز گویند، چنانکه از بنگ، سبزقبا.