معنی واژه لعلع
3 بازدید
[ لَ لَ ] (ع اِ) سراب. (منتهی الارب). کوراب. (مهذب الاسماء). || گرگ. (منتهی الارب). ذئب. || درختی است حجازی. || به سکون حرف آخر به معنی لعا است: تلعلع؛ لعلع گفتن. || (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب).[ لَ لَ ] (اِخ) کوهی است. (منتهی الارب). کوهی است و بدان جا جنگی بوده است. (معجم البلدان). || موضعی و آبی در بادیه. (منتهی الارب). آبی است در بادیه و گویند منزلی است میان بصره و کوفه: عُرنی؛ تا عین جمل سی میل و تا صید سی میل و تا اخادید سی میل و تا اُقر سی میل و تا سلمان بیست میل و تا لعلع بیست میل است و تا بارق بیست میل و تا مسجد سعد چهل میل و تا مغیثة سی میل و تا عذیب بیست وچهار میل و تا قادسیة شش میل و تا کوفه چهل وپنج میل است. (از معجم البلدان). و رجوع به عقدالفرید ج ۱ ص ۲۷۴ و ج ۶ ص ۶۴ و المعرب جوالیقی ص ۱۳۲ شود.