معنی واژه لعلخفتان
4 بازدید
[ لَ خِ ] (ص مرکب) کنایه از مریخ. (آنندراج): به ترک لعل خفتان تاخت مرکب. سنجر کاشی (در معراج). || (اِخ) لقب یکی از امرای دست چپ امیر حمزه که قصهٔ مصنوعهٔ آن مشهور است. (آنندراج): ز دست چپ ساقی آید به مجلس ملک قاسم لعل خفتان مینا. میرنجات (از آنندراج).