معنی واژه لعقة
3 بازدید
[ لَ قَ ] (ع اِ) یکبار لیسیدن. (منتهی الارب). لعق. || اندک هرچه باشد. یقال: فی الارض لعقة من ربیع؛ ای قلیل من الرطب. (منتهی الارب).[ لُ قَ ] (ع اِ) آنچه در کپچه و ملعقه برداشته شود. (منتهی الارب). مقداری که در یک ملعقه جای گیرد. || از معجونات وزنی معادل چهار مثقال. (مفاتیح).