معنی واژه لعس
3 بازدید
[ لَ ] (ع مص) گزیدن به دندان. (منتهی الارب).[ لَ ] (اِخ) موضعی است. (از معجم البلدان).[ لَ عَ ] (ع اِ) سرخی لب که به سیاهی زند. (منتهی الارب). سیاه لبان که لب ایشان از غایت سرخی به سیاهی زند. (منتخب اللغات). || سیاهی لب که نیکو نماید. (منتهی الارب).[ لَ عَ ] (ع مص) سیاهی آمیز شدن. (منتهی الارب).[ لُ ] (ع ص، اِ) جِ العس و لعساء. (منتهی الارب).