معنی واژه لعج
4 بازدید
[ لَ ] (ع مص) خلیدن و گذشتن در سینهٔ کسی. (منتهی الارب). خلیدن چیزی در دل. (منتخب اللغات). || سوختن پوست. || سوختن حب کسی را. (منتهی الارب). || سوزانیدن. (دهار) (تاج المصادر). سوزانیدن دل. (زوزنی). || دردناک کردن اندام را. (منتهی الارب).[ لَ عَ ] (ع اِمص) عشق سوزان. (دزی).