معنی واژه لعاب گاو
3 بازدید
[ لُ بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) لیزابهٔ دهان گاو. || کنایه از کاغذ سفید. || کنایه از روشنی و سفیدهٔ صبح. (برهان): بر لعاب گاو کوهی دیده ای آهوی دشت از لعاب زردمار کم زیان افشانده اند. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۱۱۰). || کنایه است از برف. || کنایه است از شبنمی که روی زمین را سفید کند. (برهان).