معنی واژه لعاب لعل
3 بازدید
[ لُ بِ لَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از شراب سرخ. (آنندراج): آن لعل لعاب از دهن گاو فروریز تا مرغ صراحی کندت نغزنوایی.خاقانی. - لعاب لعل سان؛ کنایه از شراب انگوری باشد. (برهان). || کنایه از آفتاب باشد. صاحب آنندراج گوید: و ظاهر آن است که بدین معنی لعاب کوه باشد چرا که آفتاب از پس کوه برمی آید.