معنی واژه لظی
4 بازدید
[ لَ ظا ] (ع مص) زبانه زدن آتش. (منتهی الارب) (دهار). || شکایت کردن از. (دزی).[ لَ ظا ] (ع اِ) آتش. (منتهی الارب). زبانهٔ آتش. (ترجمان القرآن جرجانی) (منتهی الارب). زبانه و لهب آتش. لهب خالص آتش زبانه زننده. آتش که زبانه زند. (مهذب الاسماء).[ لَ ظا ] (اِخ) (الـ ...) جهنم. دوزخ. (منتهی الارب). نامی است دوزخ را. (مهذب الاسماء). طبقه ای از طبقات دوزخ. نام درکه ای در دوزخ. (ترجمان القرآن جرجانی). طبقهٔ پنجم از دوزخ و نام هفت طبقهٔ آن بدین شرح است: جحیم، جهنم، سقر، سعیر، لظی، هاویه، حطمه. (قصص الانبیاء ص ۷): از آن دروغ که گفتم کز آل سامانم از آل سامان کس نیست در لظی یارم. سوزنی. || ذولظی، موضعی است در شعر هذیل. (از معجم البلدان).