معنی واژه لطفیپاشا
4 بازدید
[ لُ ] (اِخ) وزیر اعظم عثمانی. متوفی به سال ۹۵۰ هـ . ق. او راست: قانون نامهٔ عثمانی به ترکی، صاحب قاموس الاعلام گوید: یکی از وزرائی است که در زمان سلطان سلیمان قانونی به مقام نخست وزیری رسیده و از نژاد آرناؤد میباشد، در حرم همایون مانند خواجه سرایان پرورش یافته، به الویهٔ چند منصوب گشته و در سفر پویهٔ واقع در جنوب ایتالیا و جزیرهٔ کورفه در معیت خیرالدین باربروس به سمت فرمانده لشکر مشغول خدمت بوده، در حین عودت از آن سفر هرچه بود مدت کمی دچار نکبت و بی طالعی شد پس وزیر ثالث و سپس وزیر ثانی گردید و در خلال همین احوال با خواهر سلطان سلیمانخان ازدواج کرد و به شان و شوکت خویش افزود. در تاریخ ۹۴۴ هـ . ق. بعد از ایاس پاشا به مسند صدارت عظمی نایل شد، و زمام امور کشور را سه سال در دست داشت و به عللی از زوجه اش جدا و معزول و به دیمتوکه تبعید و در تاریخ ۹۵۰ هـ . ق. در همانجا گذشته شد او به ادبیات عرب و فقه و حدیث و دیگر علوم رسمی حتی علم طب نیز وقوف تامه داشت و کتاب بسیار به زبان عربی و ترکی به وجود آورد که مهمترین آنها: ۱- تاریخ عثمانی (تا زمان خود). ۲- آصف نامه راجع به آداب وزرا. ۳- یک کتاب دائر به طب. ۴- تحفةالطالبین. ۵- کتاب الاسئلة و الاجوبة. ۶- تنبیه الغافلین و تأکید الکاسلین. ۷- کتاب الکنوز فی لطائف الرموز در حدیث. ۸- زبدة المسائل فی الاعتقادات و العبادات و غیره است. روی هم رفته وزیری باتدبیر و شخصی عالم و عاقل اما مغرور و خودپسند بود و در مدت صدارت خود پاره ای از مراسم قدیمه را برانداخت و پاره ای اصول جدید احداث کرد و بعض از خیرات و مبرات نیز داشته است. (قاموس الاعلام ترکی).