معنی واژه لطفالدین
4 بازدید
[ لُ فُدْ دی ] (اِخ) (خواجه...) خواجه عزیز. واعظی با علم و تمیز بود و سالها در مقصورهٔ جامع هرات به نصیحت بعض خلایق مشغولی مینمود. وفاتش در سنهٔ ۸۲۳ هـ . ق. به وقوع پیوست و در خیابان هرات در جوار مزار علامهٔ رازی مدفون گشت. (حبیب السیر جزو سوم از ج ۳ ص ۲۰۹).[ لُ فُدْ دی ] (اِخ) میرزا لطف الدین شکراللََّه تبریزی (۱۰۹۵-۱۱۶۴). تخلص وی مخمور. از شعرای قرن دوازدهم هجری است و این دو بیت او راست: تعجب نیست بدطینت اگر حاجت روا گردد که زخم کهنه را خاکستر عقرب دوا گردد ز دونان کی به خود درماندگان را کار بگشاید گره امکان ندارد باز با انگشت پا گردد. (از دانشمندان آذربایجان صص ۳۳۹-۳۴۰).