معنی واژه لطاط
4 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) خشک سال سخت که در آن دهش و عطا یکجا فراموش کنند. (منتهی الارب). || آن دایره که در پیشانی اسب بود. (مهذب الاسماء).[ لَ ] (ع اِ) کرانهٔ سر کوه برآمده. (منتهی الارب). || نیزهٔ کوتاه. (مهذب الاسماء).[ لِ ] (ع اِ) جِ لَطّ. (منتهی الارب).[ لِ ] (اِخ) راهی است در عرض جبل. عمرانی گوید: لطاط کنارهٔ نهری است یا رودی است. (از معجم البلدان).