معنی واژه لطائف
3 بازدید
[ لَ ءِ ] (ع ص، اِ) جِ لطیفة. لطایف : این لطائف کز لب لعل تو من گفتم که گفت وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید. حافظ. - لطائف ستة؛ صاحب آنندراج گوید: مقرر است که سالک به مراتب علیا و معرفت واصل نمیگردد تا این شش لطیفه او را روشن نگردد اول لطیفهٔ نفس است، محل آن ناف باشد، دوم لطیفهٔ قلب است و محل آن دل است که جانب یسار است، سوم لطیفهٔ روح است که محل آن در سینه جانب یمین است، چهارم لطیفهٔ سر است، محل آن فم معده که مابین یمین و یسار سینه است، پنجم لطیفهٔ خفیه است که محل آن در پیشانی باشد، ششم لطیفهٔ اخفی است که محل آن در قحف است و اینها را اطوار ستة نیز گویند.