معنی واژه لصوص
5 بازدید
[ لُ ] (ع ص، اِ) جِ لص. (منتهی الارب). - اشعاراللصوص؛ اشعار دزدان شاعر عرب چون شنفری و غیره. - قصراللصوص؛ بقایای قصری به کنگاور. رجوع به مدخل قصراللصوص شود.[ لُ ] (ع مص) لصوصة. لصوصیة. لصص. لصاص. دزدیدن. (منتهی الارب).