معنی لصف

معنی واژه لصف

4 بازدید
[ لَ ] (ع مص) سنگ بر هم نهادن در بنا. || پی بر تیر پیچیدن. (منتهی الارب). || درخشیدن. (زوزنی). درخشیدن چیزی. (منتهی الارب).
[ لَ صَ ] (ع اِ) کبر. کور. کبر است و به لغت مغربی اسم حرشف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رستنیی باشد که آن را کبر میگویند و آچار آن به غایت خوب میشود. (برهان). اصف. و بعضی گویند لصف بیخ کبر است و در خرابه ها بیشتر میشود. (نزهةالقلوب). ثمرالکبر. (تذکرهٔ انطاکی). خیار کبر. چیزی است که در بن گیاه کبر روید یا گیاهی است که اُذن الارنب نیز نامندش. برگش شبیه به برگ بارتنگ و نهایت تنک و نیکو و گلش کبود مایل به سپیدی بیخش پرشعبه ها و چون از بیخ برآورده و بر رخسار مالند، سرخ رنگ و نیکو گرداند. || نوعی از خرما. (منتهی الارب).
[ لَ صَ ] (ع مص) خشک شدن پوست و برچفسیدگی آن. (منتهی الارب).
[ لَ صَ ] (اِخ) حوضی است میان مغیثة و عقبة. (منتهی الارب). یاقوت گوید: نام برکه ای است واقع در غربی طریق مکه میان مغیثة و عقبة به سه میلی صبیب، غربی واقصة. (از معجم البلدان).
[ لَ صِ ] (اِ) سقولومس، و آن قسمی از کنگر بری است .
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید