معنی واژه لشکنار
3 بازدید
[ لَ کِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان بند بخش نور شهرستان آمل، واقع در ۳۱هزارگزی جنوب باختری سولده و شش هزارگزی باختر جادهٔ گلندرود به المده. کوهستانی، معتدل، مرطوب و دارای ۱۰۰ تن سکنه. شیعه، مازندرانی و فارسی زبانند. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات دیمی، شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. مزرعهٔ مثقال سنگ و چاله سیاه در آمار جزء این ده منظور شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ لَ کِ ] (اِخ) موضعی به فیروزکلای کجور مازندران. (سفرنامهٔ رابینو بخش انگلیسی ص ۱۰۹). دهی از دهستان پنجکرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در ۲۴هزارگزی جنوب نوشهر. کوهستانی، سردسیر و دارای ۳۲۰ تن سکنه. شیعه، گیلکی و فارسی زبانند. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و تهیهٔ چوب و زغال و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).