معنی واژه لشکرشناس
4 بازدید
[ لَ کَ شِ ] (نف مرکب) عارض یا نقیب که شمار فوج مردم میکند بتخمین و قیاس و گوید که این فوج چندین هزار سوار است. (آنندراج): سپاهی نه چندان که لشکرشناس به اندازهٔ آن رساند قیاس.نظامی. که آن را شمردن توان در قیاس کسانی که هستند لشکرشناس.نظامی. بدانست سالار لشکرشناس که در رومی از زنگی آمد هراس.نظامی.