معنی واژه لشکرستان
4 بازدید
[ لَ کَ سِ ] (اِ مرکب) اردوی سپاه : ز بانگ تبیره به بربرستان تو گفتی زمین گشت لشکرستان.فردوسی.[ لَ کَ سِ ] (اِخ) نام سرداری به عهد کیخسرو: سپاهی بد از روم و بربرستان یکی پیشرو نام لشکرستان.فردوسی.[ لَ کَ سِ ] (اِخ) ابن ابی جعفر الدیلمی از سرداران ابوعلی سیمجور. وی در جنگ ابوعلی با امیر سبکتکین که به نشابور به روز یکشنبهٔ بیست و یکم جمادی الاخرهٔ سال ۳۸۵ هـ . ق. اتفاق افتاد اسیر محمود عزنوی و امیر سبکتکین گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۵۱) (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۰۶ و ۲۰۷).