معنی واژه لشنی
4 بازدید
[ لَ شَ / لَ شِ / لَ ] (حامص) لغزندگی. ملاست. نسوئی: التزلج؛ بلخشیدن پای از لشنی. الزلج؛ خزیدن پای از نسوئی یعنی از لشنی. (مجمل اللغة).[ لَ شَ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف قشقائی. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۱). برخی از آنها در دهات خضرک و مرودشت ده نشین گشته اند و محل ییلاق و قشلاق آنها بلوک آباده و طشک است و معیشت این جماعت از زراعت و راهزنی است.