معنی واژه لشتن
3 بازدید
[ لِ تَ ] (مص) لیشتن. لیسیدن. (برهان) (جهانگیری). زبان بر چیزی مالیدن. لستن : لشتند آستانت بزرگان و مهتران چون یوز پیر لشته به لب کاسهٔ پنیر. سوزنی (از جهانگیری). و امروز لیشتن متداول است: مثل انگشت لیشته، سخت فقیر.[ لَ تَ ] (مص) تماشا و تفرج کردن. (از برهان) (از آنندراج).