معنی واژه لسه
4 بازدید
[ لَ سَ / سِ ] (اِ) گوشت بد. بعضی قسمتهای ناچیز و هیچکارهٔ گوشت گوسفند و جز آن. فضول گوشت، یعنی سوای گوشت لخم و استخوان. گوشت کم با پوست و پیه دوسیده. پوست درونی گوشت گوسفند و گاو و امثال آن که به چربو و پیه پیوسته باشد.[ لِ سِ ] (اِخ) کرسی بخش در «مانش»، از ولایت کوتانس، کنار رود آی به فرانسه، دارای راه آهن و ۱۰۵۰ تن سکنه.[ لُ سِ ] (اِخ) نام شهری به آسیای صغیر در عهد اردشیر دوم هخامنشی. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۱۳۹).