معنی واژه لسانالسبع
4 بازدید
[ لِ نُسْ سَ بُ ] (ع اِ مرکب) نباتی است دوائی، برگش دراز و اطراف او مانند اره و صلب و سبز مایل به سفیدی و زردی و شاخها پراکنده و بقدر دو ذرع و بر سر آن قبه ای مستدیر و گلش بنفش و بیخ او مربع و سیاه و ربیعی است. در سوّم گرم و خشک و طبیخ او جهت حصاة گرده و مثانه و فرزجهٔ بیخش جهت گشودن حیض و اخراج جنین نافع است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). ورق حدید الاطراف کاسنان المنشار جعد خشن فیه مرارة وحدة حار یابس فی الثانیة یفتت الحصی قیل عن تجربة و یدرو یسقط الاجنة نقلاً و لانعرفه. (تذکرهٔ ضریر انطاکی).