معنی لزور
5 بازدید
[ لَ ] (اِخ) نام موضعی به رانوس رستاق در کجور مازندران. (سفرنامهٔ رابینو بخش انگلیسی ص ۱۰۹).[ لَ ] (اِخ) موضعی در حوالی آمل مازندران. (سفرنامهٔ رابینو ص ۴۰ بخش انگلیسی). رابینو لاریز را لزور گمان برده است. (بخش انگلیسی ص ۱۳۰).[ لَ ] (اِخ) نام قصبه ای جزء دهستان قزقانچای بخش فیروزکوه شهرستان دماوند واقع در ۳۹ هزارگزی شمال باختری فیروزکوه و ۲۶ هزارگزی شمال راه شوسهٔ فیروزکوه به تهران دارای ۱۵۰۰ تن سکنه شغل اهالی زراعت و نجاری و مکاری و راه مالرو است. مزرعهٔ کهریز جزء این ده است و امامزاده ای دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «لزور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر