معنی لزاق‌الذهب

معنی لزاق‌الذهب

6 بازدید
[ لِ قُذْ ذَ هَ ] (ع اِ مرکب) اَشق است که صمغ طرثوث باشد. رجوع به اشق شود. لحام . شامل لحام الذهب و اشق است. (فهرست مخزن الادویه)... لزاق الذهب، لحام الذهب است و گفته شد. (اختیارات بدیعی). ابوریحان در صیدنه گوید: بعضی از او معدنی است و بعضی معمولی است که از بول کودکان سازند و طریق ساختن او چنان است که بول کودک را در هاون مسین کنند و بسیار صلایه کننند تا ثخین شود «لس» گوید او را از بول کودکی سازند که بالغ نشده باشد و وقت ساختن آن صمیم تابستان بود. «دوس» گوید از ارمینیه نوعی می آورند که رنگ او کراثی است و این نوع بهترین انواع اوست پس از آن قبرسی، و قبرسی را «اشج» گوید و ذکر او در حرف الف (یعنی اشق) گذشت. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان). صمغ و نیز داروئی دیگر که پیشاب کودک را در هاون مس سایند پس از مس و زنگارش چیزی منحل گردد و در آفتاب خشک کنند و آن نافع است جهت زخم خبیث. (منتهی الارب)، لزاق الذهب، یطلق علی التنکار والاشق. (تذکرهٔ ضریر انطاکی).

کلمات هم‌قافیه با «لزاق‌الذهب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید