معنی لزاز
6 بازدید
[ لِ ] (ع اِ) پشتوان در. (منتهی الارب). چوپ که پس در افکنند. ج، لزز. (مهذب الاسماء). || سریش. گویند فلان لِزازُ خصم؛ یعنی سریش خصم است. || (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب).[ لِ ] (اِخ) نام اسب حضرت رسول (ص) که مقوقس والی مصر با ماریهٔ قبطیه هدیه فرستاد. (منتهی الارب). نام اسب حضرت رسول. (مهذب الاسماء).[ لِ ] (ع مص) با هم دشمنی کردن. با هم دشمنانگی کردن. با هم خصومت ورزیدن. دشمنی. دشمنانگی. خصومت. ملازه.
کلمات همقافیه با «لزاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر