معنی لری
7 بازدید
[ لَ رْ ری ی ] (ص نسبی) منسوب به لرّة، نامی از نامهای اجدادی. (سمعانی).[ لَ رْ ری ] (اِ) جذام و داءالاسد. (ناظم الاطباء). مأخذ این کلمه به دست نیامد.[ لُ ] (ص نسبی) منسوب به لُر. || زبان لران. || (حامص) سادگی. ساده دلی. - از لُری برآمدن؛ از روستائیت برآمدن : زاهد از کوه بصد دلبری آمد بیرون داخل شهر شد و از لری آمد بیرون.اشرف.
کلمات همقافیه با «لری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر