معنی لرقه
5 بازدید
[ لُ قَ ] (اِخ) نام شهری به اسپانیا در هشتادهزارگزی مرسیه. رجوع به لورقه شود. حصنی به خاور اندلس در مغرب مرسیة و مشرق مریة و میان آن دو سه روز راه است. خلف بن هاشم اللرقی ابوالقاسم که از محمدبن احمد العتبی روایت کند منسوب بدانجاست. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «لرقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر