معنی لذاع
6 بازدید
[ لَ ذْ دا ] (ع ص) مذّاع لذّاع؛ مرد بسیار خلاف کننده وعده را. (منتهی الارب). || سوزاننده. (غیاث) (آنندراج). || المی سوزاننده است و بتازی لذّاع گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به لاذع و رجوع به وجع شود. || گزنده . سخت گزنده. سخت سوزنده. || بسیار گزنده. زبان گز چون خردل و سرکه و غیره. سخت زبان گزنده .
کلمات همقافیه با «لذاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر