معنی لدیغ
6 بازدید
[ لَ ] (ع ص) مارگزیده. ج، لدغی. (منتهی الارب). ملدوغ. سلیم (از قبیل نام زنگی کافور). || گزنده. مار گزنده. (دهار): صد دریچه و در سوی مرگ لدیغ میکند اندر گشادن ژیغ ژیغ.مولوی.
کلمات همقافیه با «لدیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر