معنی لدود
7 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) دارو که در یکی از دو کرانهٔ دهان ریزند به دارودان. ج، اَلِدّة. و فی المثل: جری منه مجری اللدود. لدید. (منتهی الارب). دارو که به یک سوی دهان فروکنند. (مهذب الاسماء). || دردی است که در دهان و گلو حادث شود. || (ص) خصومت کننده. (منتهی الارب). جدل کننده: خصم لدود؛ دشمن عنود.[ لُ ] (ع مص) دارو در کرانهٔ دهان کسی ریختن. (منتهی الارب). لدّ. رجوع به لدّ شود.
کلمات همقافیه با «لدود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر