معنی لدغة
5 بازدید
[ لَ غَ ] (ع مص) لسعة. نهشة. نیش زدن مار و کژدم. (غیاث). گزیدن : و بدانکه هرجا گل است خار است... و آنجا که در شاهوار است نهنگ مردم خوار است و لذت عیش دنیا را لدغهٔ اجل در پس است. (گلستان). - موضع لدغة؛ جای گزیدگی: و اذا شرب ماؤه او صب علی موضع اللدغة... (ابن البیطار).
کلمات همقافیه با «لدغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر