معنی لدة
4 بازدید
[ لِ دَ ] (ع اِ) همزاد. (منتهی الارب). همسن. (و الهاء عوض من الواو لانه من الولادة و هما لدان). ج، لِدات، لدون. (ولیدات و لیدون مصغر آن است نه لدیّات و لدیّون بشدّالیاء چنانکه بعضی به غلط میگویند) (منتهی الارب، ذیل ولَد). تِرب. لِنگه.[ لِ دَ ] (ع اِ) هنگام زه آوری. || (مص) زادن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر