معنی لدار
5 بازدید
[ لِ ] (اِخ) دهی از بخش بندپی شهرستان بابل، واقع در ۱۷هزارگزی جنوب بابل. دشت معتدل مرطوب و مالاریایی. دارای ۱۷۰ تن سکنهٔ شیعه مازندرانی و فارسی زبان. آب آن از سجادرود و چشمهٔ بولک محصول آن برنج و غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است و نصف اهالی در تابستان به ییلاق دمی نرز میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «لدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر