معنی لد

معنی لد

24 بازدید
[ لَ دد ] (ع اِ) جوال. (منتهی الارب).
[ لَ دد ] (ع مص) لدود. دارو در کرانهٔ دهن کسی ریختن. (منتهی الارب). دارو به یک سوی دهن فروگذاشتن. (تاج المصادر). || خصومت کردن با کسی. (منتهی الارب). جدال و خصومت کردن. (منتخب اللغات). || بر خصم غلبه کردن در جدال. (تاج المصادر). || بازداشتن کسی را. || بند کردن کسی را. (منتهی الارب).
[ لُ دد ] (ع ص، اِ) جِ اَلدّ. مردم سخت خصومت که به حق میل نکنند. (منتهی الارب): علم چون در نور حق فرغرده شد پس ز علمت نور یابد قوم لُد.مولوی. جملگی آوازها بگرفته شد رحم آمد بر سر آن قوم لُد.مولوی. تو که کلی خاضع امر ویی من که جزوم، ظالم و لدّ و غوی.مولوی. گفت ادب این بود که خود دیده شد آن دگر را خود همی دانی تو لد.مولوی. هر که شاگردیش کرد استاد شد تو سپس تر رفته ای ای گول لد.مولوی. گویدش گیرم که آن خفاش لُد علتی دارد ترا باری چه شد.مولوی.
[ لُ دد ] (اِخ) دهی است به فلسطین. گویند که عیسی علیه السلام دجال را بر در آن ده خواهد کشت. (منتهی الارب). شهری به فلسطین بناکردهٔ سلیمان بن عبدالملک.(نخبةالدهر دمشقی ص ۲۰۱).
[ لِ ] (اِخ) ناحیتی به بلژیک در «فلاندر - اُر» دارای شش هزار و هفتصد تن سکنه.

کلمات هم‌قافیه با «لد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید