معنی لخن
7 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) سپیدی که در غلاف سر نرهٔ کودک ختنه ناکرده باشد. || سپیدی نرهٔ خر. (منتهی الارب).[ لُ ] (ع ص، اِ) جِ اَلخن و لخناء. (منتهی الارب).[ لَ خَ ] (ع مص) گنده و بدبوی گشتن مشک و جز آن. (منتهی الارب). گنده شدن مشک. (تاج المصادر). || تباه گردیدن لوز. (منتهی الارب). پوسیده شدن مغز. (تاج المصادر). || (اِمص) گندگی شرم. || گندگی بن ران. || درشتی سخن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر