معنی لخت کردن
33 بازدید
[ لُ کَ دَ ] (مص مرکب) از جامه برآوردن. برهنه کردن. - لخت کردن کاروان؛ ستدن دزد همهٔ اموال آنان را به ستم. گرفتن قاطع طریق همه چیز کاروانی را تا جامه های تن او را. ربودن دزد جامه و کالای کاروان را.
کلمات همقافیه با «لخت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر