معنی لختکی
5 بازدید
[ لَ تَ ] (ق مرکب) (از: لخت + «ک» +«ی» نکره) اندکی. کمکی. مقداری. قدری : اندر آن لختکی خم است. (التفهیم). و لکن لختکی ازو گرایسته تر. (التفهیم). همی لختکی سیب هر بامداد پریروی دخمه بدان کرم داد.فردوسی. مرا ده ساقیا جام نخستین که من مخمورم و میلم به جام است ولیکن لختکی باریکتر ده نبید یکمنی دادن کدام است.منوچهری. بجنگ اندر خردمند نکورای بماند آشتی را لختکی جای. (ویس و رامین). لختکی چون چرخ بیداری گزین کز بهر تو منبری کرد از شرف چون شمس گردون اختیار. سنائی.
کلمات همقافیه با «لختکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر