معنی لحو
6 بازدید
[ لَ حْ وْ ] (ع مص) دشنام دادن. (منتهی الارب). || زشت گردانیدن. (منتخب اللغات). || پوست باز کردن از درخت. (منتهی الارب). پوست از چوب باز کردن. (تاج المصادر) (زوزنی). پوست باز کردن. || دور کردن چیزی از چیزی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «لحو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حو» برای سرودن شعر